• یکشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۶ / ساعت ۱۹:۵۶:۵۳
  • شناسه خبر: 605
به روایت حرف رک به نقل ازتبیان
محمد بن سلمان، فتنه قرن!

آنچه در عربستان سعودی می‌گذرد باعث می‌شود اقتصاد آمریکا به‌سوی سقوط نسبی در بازار عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج فارس کشانده‌شود و این سقوط اقتصادی به کشورهای دیگر نیز سرایت خواهد کرد.

محمد بن سلمان

این روزها آنچه در عربستان سعودی می گذرد چه تغییرات سیاسی و چه اقتصادی به شکلی پر هیاهو و غیرمرسوم  در جریان است؛ و بعضی کارشناسان معتقدند که این روند و پروژه در واقع نقشه ای مثبت برای رهایی از میراث فساد و فساد رایج در خاندان حاکم یعنی آل سعود نبوده بلکه درست برعکس است و در واقع پروژه ای منفی در مسیر دستیابی به دموکراسی لنگ و بی پایه و موقت و در اصل مبارزه فساد با فساد است! رویکردی مملو از خطاها و در نهایت خطراتی استراتژیک، منطقه ای و داخلی که آتش ان ممکن است دامن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را نیز بگیرد به طوری که امنیت داخلی عربستان را به شدت به مخاطره بیندازد و باعث تحریک این کشورها شود. این شیوه، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را به سوی سقوط منظومه کشورهای همکاری خلیج فارس کشانده شده و باعث بیدارشدن هسته های گروه های تروریستی و معارض نظام آل سعود و حکومت های عربی خلیجی منطقه خواهد شد.
نگرانی که پیش می‌آید این است که چنین تحول اصلاح طلبانه‌ای به شیوه‌ای در حال انجام است به روشنی نشان می‌دهد که روش اجرای این نقشه فاقد هر نوع عقلانیت، و منطقی است و نتیجه ای جز آغاز جنگ های داخلی و ترورهای فیزیکی و درگیری های بلند مدت منطقه ای نخواهد داشت. باید توجه داشت که این حوادث فقط متوجه عربستان سعودی نیست؛ بلکه کل منطقه را تحت تأثیر قرار می دهد و فرقه گرایی را علیه اقلیت ها رواج می دهد.
این گروه ها چه از گروه های معارض سیاسی باشند و چه از گروه های تروریستی، قطعاً با متحدان پادشاهی در عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج فارس به رهبری آمریکا به مبارزه بر خواهند خواست و به منافع و تأسیسات آمریکا در داخل عربستان سعودی و در پی آن کشورهای عربی خلیج فارس آسیب خواهد رسید! پس چگونه است که رییس جمهور آمریکا ترامپ، اقدامات نابخردانه محمد بن سلمان را می ستاید و از وی و همه آنچه امنیت منطقه ای آمریکا و جهانی با خطراتی بی نهایت و عواقب آن ها و شیوه ای غیر قابل بازگشت حمایت می کند؟

ریاض توانایی مقابله نظامی با تهران را ندارد و این نکته را به خوبی می داند اما تلاش می کند هم پیمان ایران یعنی حزب الله لبنان را تضعیف کند و لبنان را به سوی جنگ سوق دهد.

به موازات این حوادث، آنچه در عربستان سعودی می گذرد باعث می شود اقتصاد آمریکا به سوی سقوط نسبی در بازار عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج فارس کشانده شود و این سقوط اقتصادی به کشورهای دیگر نیز سرایت خواهد کرد. دلیل چنین حوادث پی در پی در گذشته نهفته است؛ زمانی که گروه بزرگی از سرمایه گذاران عرب و خارجی شروع به عقب نشینی اقتصادی در واکنش به سونامی سلمان دمدمی مزاج برای ایجاد دولت چهارم در هوایی آزاد اقدام کردند. اینها همه نوید سقوط بازار بورس عربستان سعودی و بازار داخلی را در بلند مدت می دهد.
فروپاشی اعتماد سرمایه گذار خارجی در نظام پادشاهی جدید عربستان سعودی عامل سقوط بازارهاست. لازم به ذکر است که نظام پادشاهی جدید عربستان سعودی بر پایه اخذ تریلیون ها دلاری است که محمد بن سلمان از دشمنانش بدون مراجعه به قانون و با اتهام زنی به آن ها از ایشان می گیرد. در واقع این طرح مبتنی بر خیانت است! وی صورت حاکمی مستبد و خبیث را به نمایش می گذارد و به شیوه ماکیاولی به آنچه می خواهد می رسد به صورت خیانت و آن هم خیانت به نزدیک ترین افراد ! پس چگونه مردم عربستان سعودی و مردم جهان به وی اعتماد بکنند و به خصوص آمریکا آیا هنوز هم می تواند به عربستان سعودی به عنوان شریکی پاک و مورد اعتماد تکیه کند؟ چنین جنونی اصلاحاتی که محمد بن سلمان به راه انداخته است، منجر به سقوط اقتصاد جهان خواهد شد و آیا آمریکا مبلغ چنین حرکتی را می پردازد؟ حرکت های این چنینی ممکن است باعث سقوط بورس های جهانی و نه فقط در سطح کشورهای عربی خلیج فارس شود.
از مسایل اقتصادی که بگذریم، سوالی دیگر این است که آیا مردمان عرب، آمریکایی ها و مردم اروپا هزینه اصلاحات پرهیاهوی سیاسی را می پردازند؛ شرایطی که منطقه را به ورطه جنگ منطقه ای بی پایان علیه ایران و هم پیمانانش در منطقه خواهد کشاند؟ ریاض ادعا می کند که علت حمله مستقیم محمد بن سلمان به یمن، مقابله با حوثی هاست که از سوی ایران حمایت می شوند. برداشت‌های لحظه به لحظه از جنگ روشن است: حمله عربستان سعودی به یمن به رهبری مستقیم محمد بن سلمان باعث به وجود آمدن قحطی شده است. اهداف اشتباهی که ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی برگزید و منجر به مرگ صدها هزار بی دفاع یمنی، شیوع وبا و بیماری های مسری دیگر، تخریب زیرساخت های یمن، تخریب منازل آنها و مهاجرت یمنی ها، اشغال و نفوذ نیروهای عربستان و امارات بر مناطق استراتژیک شد، در عین حال عربستان در این مدت تلاش کرد تا بر باب المندب مسلط شوند؛ به طور قطع عربستان این مساله را در اولویت اول استراتژیک خود قرار داد تا رگ حیاتی منطقه را در دست بگیرد؛ اما موفق نشد! باب المندب مسیر عبور و مرور کشتی های تجاری برای انتقال شصت و پنج درصد نفت جهان است.
تحریم و جنگی که عربستان سعودی بر یمن تحمیل کرده، قحطی را برای میلیون ها کودک یمنی و بیست میلیون یمنی آسیب دیده از گرسنگی به ارمغان آورده، تحریمی که عربستان سعودی به بهانه جلوگیری از ورود سلاح به یمن از زمین و هوا بر این مردمان مظلوم تحمیل کرده است.
آیا جهان می تواند در برابر این چنین اصلاحات مخربی سکوت کند؟ آن هم برای براوردن ماجراجویی های سیاسی یک نوجوان ناپخته که می خواهد پادشاهی را به سرعت و با سرقت ثروت عموزاده ها و دیگر شهروندان سعودی به دست آورد آن هم با نهادن نام دشمن بر آن ها تا مخالفانش را به صورتی غیر اخلاقی و خونین از بین ببرد. پس لازم است که مؤسسات آمریکایی چه خارجی، چه اطلاعاتی و چه نظامی هشیار باشند چون ممکن است با بحران و فاجعه ای منطقه ای و جنگی بسیار بدتر از جنگ ویتنام، عراق و افغانستان مواجه شویم.
ریاض توانایی مقابله نظامی با تهران را ندارد و این نکته را به خوبی می داند اما تلاش می کند هم پیمان ایران یعنی حزب الله لبنان را تضعیف کند و لبنان را به سوی جنگ سوق دهد. ریاض به تل‌آویو چراغ سبز را برای ضربه زدن به جنوب لبنان داده است و همکاری های اطلاعاتی جاسوسی بین ریاض و تل‌آویو علنی شده و این فتیله جنگ است. همکاری علنی و آشکار میان تلاویو و ریاض برای از بین بردن دولت ها و احزاب و فعالیت های نظامی و مداخله در درگیری های منطقه ای ایجاد شده است.



دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × دو =

گیشه روزنامه
نظرسنجی و بایگانی