• سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ / ساعت ۱۷:۵۸:۰۴
  • شناسه خبر: 1482
احکام استدلالی تقلید؛
چرا باید تقلید کنیم؟

سيره و روش عقلا در امور مختلف به ويژه براي حل مشكلات و مسائل روزمره زندگي خودشان چنين است كه به افرادي كه بهتر مي دانند مراجعه مي كنند و حال آنكه قطعا مسأله اي مهمتر از اين كه حكم خدا چيست پيدا نمي شود؛ بنابراين بايد به كساني که مي توانند حكم الله را تشخيص دهند مراجعه كرد.

تقلید

مسئله تقلید از مباحث مهم برای شیعیان است که از سال های گذشته تاکنون، اشکالات و شبهاتی پیرامون این موضوع مطرح شده است؛ به همین منظور در شماره های متعدد، نکاتی خلاصه و مفید پیرامون این بحث ارائه خواهیم داد.

* احكام تقليد 
– مسلّم است كه خداي متعال از ما تكاليفي خواسته است؛ از كجا بفهميم تكليف ما چيست؟
عقيدۀ مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد، ولى در احكام غيرضرورى دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دليل به دست آورد، يا از مجتهد تقليد كند؛ يعنى به دستور او رفتار نمايد، يا از راه احتياط طورى به وظيفۀ خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است،

مثلًا اگر عدّه ‌اى از مجتهدين عملى را حرام مى ‌دانند و عدّۀ ديگر مى ‌گويند حرام نيست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحبّ مى ‌دانند، آن را به جا آورد؛ پس كسانى كه مجتهد نيستند و نمى ‌توانند به احتياط عمل كنند، واجب است از مجتهد تقليد نمايند. توضيح المسائل امام عليه الرحمه  مسئله ۱-

– تقليد به چه معناست؟
رجوع نمودن جاهل به عالم را تقليد گويند. ( موسوعه آيه الله خوئي ج۱ ص۶۷

– چرا بايد تقليد كرد؟
روشن است يك مسلمان عاقل براي كارهاي خود نياز به دليل دارد و روشن ترين ادله عبارتند از:
۱- قرآن ۲- سنت و روايات معصومين عليهم السلام ۳- دليل عقل ۴- سيره و روش عقلا

۱- قرآن دستور مي دهد: فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ/ پس اگر نمى‏ دانيد از اهل ذكر (يعنى علما و دانشمندان هر امت) سؤال كنيد ( انبياء ۷ و نحل‏ / ۴۳)

۲- همواره ائمه طاهرين عليهم السّلام شاگردانى تربيت مى ‌كردند و به أطراف مى فرستادند و نيز پيوسته افرادي مى آمدند و از آن بزرگواران تعليم مى ‌گرفتند و به اوطان خود بر مى‌ گشتند و مشغول تدريس و تعليم و حكومت و قضاء در بين مردم مى ‌شدند و شيعيان براي پاسخ مسائل خود به آنان مراجعه مى ‌كردند.

يونس بن عبد الرّحمَن كه از بزرگان أصحاب ائمه است، در مسجد كوفه مى ‌نشست و مردم مى ‌آمدند و مَسائلشان را سؤال مى ‌كردند، و او هم فتوى مى ‌داد و در بين مردم فصل خصومت مى ‌كرد.

از حضرت امام رضا عليه السلام سؤال شد: اَ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ثِقَةٌ ءَاخُذُ عَنْهُ ما احتاج اليه من مَعَالِمَ دِينِى؟ قَالَ: نَعَمْ/ «آيا يونس بن عبد الرّحمن، ثقه‌ است؟ من از او معالم دينم را أخذ كنم؟ حضرت فرمودند: بله، معالم دين را از او أخذ كن.» در حالى كه حضرت در مدينه بودند و يونس در كوفه بود.  {وسايل الشيعه ج۲۷ ص ۱۴۷ ح۳۳}

نكته آنكه: دسترسى به خودِ إمام معصوم در دوره حضور معصوم هم براى همۀ مردم مَيسور نبود و به دلائل گوناگون نمی توانستند سؤالات خود را از شخص امام بپرسند و هم اکنون هم زمان غيبت است و حضرت إمام زمان عليه السلام غائب هستند.

به عنوان نمونه حضرت صادق عليه السّلام  د رجامعه حضور داشتند و لكن أوّلًا حضرت در مدينه بودند و مردم شهرهاى ديگر كه از مدينه منقطع بودند دسترسى به آن حضرت نداشتند كه در جزئى‌ ترين مسأله به آن حضرت مراجعه كنند. أفرادى كه در كوفه، شام، مكّه و يا در سائر شهرها بودند، دسترسى به إمام صادق عليه السّلام نداشتند و حتّى در خود مدينه تمام أفراد به ايشان دسترسى نداشتند كه هر مرد و هر زنى در جزئى‌ ترين مسأله به خدمت ايشان رفته و از حضرت سؤال كند، اين طرز فراگيرى أصلًا غير قابل إمكان بود‌.

ثانيا اينكه آن حضرات غالباً در تقيّه و خوف و تحت نظر دولت بودند، و كسى نمى‌ توانست با آنها ملاقات كند. بنابراين جهات، خود آن بزرگواران مى ‌گفتند كه أصلًا نزد ما نيایید و به ما مراجعه نكنيد! بلكه نزد رُوات أحاديث ما و آنها كه در حلال و حرام ما نظر مى ‌كنند برويد؛ و آنها را ميان خود حَكَم قرار بدهيد؛ حكم آنها حكم ماست. ولايت فقيه در حكومت اسلام، ج‌۱، ص: ۸۵‌

۳- عقل ميگويد مخالفت با حكم خداي متعال استحقاق عقوبت را در پي خواهد داشت و از باب دفع ضرر محتمل  و اينكه امان از عقاب باشي يا بايد خودت عالم شوي (مجتهد)، يا بايد رجوع به عالم كني (تقليد) ويا احتياط نمايي (موسوعه آيه الله خويي ج۱ ص۲)

۴- سيره و روش عقلا در امور  مختلف به ويژه براي حل مشكلات و مسائل روز مره زندگي خودشان چنين است كه به افرادي كه بهتر مي دانند مراجعه مي كنند و حال آنكه قطعا مسأله اي مهمتر از اين كه حكم خدا چيست پيدا نمي شود؛  بنابراين بايد به كساني که مي توانند حكم الله را تشخيص دهند مراجعه كرد .

نتيجه آنكه: به دليل ۱- قرآن ۲- سنت و روايات معصومين عليهم السلام ۳- دليل عقل ۴- سيره و روش عقلا ،‌ بايد تقليد كرد .

منبع: تبیان



دیدگاه ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 3 =

گیشه روزنامه
نظرسنجی و بایگانی