این مرغ و این میدان!
در چند هفته اخیر، مردم ارومیه و برخی از شهرهای آذربایجان غربی با گرانی و کمبود دو محصول مهم مواجه شدهاند: مرغ و بنزین. این دو محصول که بخش عمدهای از نیازهای معیشتی و حملونقل مردم را تأمین میکنند، به دلایل مختلف در دسترس قرار نگرفته و یا با قیمتهای بسیار بالا عرضه میشوند. این در حالی است که مسئولان دولتی و صنعتی از پیشبینی این مشکلات عاجز بودند و یا خبر داشتند؛ اما اقدامات جدی و مؤثری برای رفع آنها انجام ندادهاند. این وضعیت ناشی از عدم برنامهریزی کارشناسی شده، عدم هماهنگی بین دستگاههای مختلف، عدم توجه به نظرات کارشناسان و هشدارهای فعالین این حوزه و عدم پاسخگویی به مسئولیتهای خود است. این موضوعات باعث شده اقشار مختلف از وضعیت فعلی ناراضی شوند و اعتراضاتی را در سطوح مختلف بیان کنند.
یکی از این اعتراضات، از سوی نماینده ولیفقیه در استان آذربایجان و امامجمعه ارومیه در تریبون نمازجمعه هفته قبل صورت گرفت. او با اشاره به کمبود مرغ در بازار، از برخی از مسئولان بهخاطر پیشبینینکردن وضعیت امروز بازار انتقاد کرد و گفت چرا این محصول موردنیاز مردم واردسازی یا ذخیرهسازی نشده و مسئولین به وظیفه خود عمل نکردند.
این انتقاد صریح نماینده ولیفقیه در استان، نمونهای از نارضایتی مردم و نخبگان از عملکرد مسئولان در مدیریت مشکلات اقتصادی و اجتماعی است. مردم انتظار دارند که مسئولانی در رأس امور باشند که هم میدان عمل را بشناسند و هم میزشان میز خدمت باشد نه ریاست.
آیا مدیری که نتواند مرغ را مدیریت کند به درد خدمت به مردم میخورد؟ آیا مدیری که نتواند بنزین را تأمین کند به درد حفظ حاکمیت ملی میخورد؟ آیا مدیری که نتواند با مشکلات پیشبینی شده روبرو شود به درد مسئولیت یک مجموعه میخورد؟
پاسخ به این سؤالات، برای هر دغدغهمندی که به منافع جامعه و مصالح مردم اهمیت میدهد، واضح و روشن است. مردم تا چه وقت باید چوب عدم مدیریت و عدم برنامهریزی کارشناسی شده را بخورند؟ آیا کمبود مرغ و بنزین واقعاً قابلپیشبینی نیست؟ یا برخی دوست دارند در اوضاع کنونی بجای اینکه تولید فکر و ایده برای افزایش رفاه مردم را داشته باشند بهخاطر تنبلی، سستی یا ندانمکاری تولید نارضایتی کنند؟
این سؤالات، باید در ذهن هر مسئولی باشد که خود را مدعی خدمت به مردم میداند. این مسئولان باید بدانند که مردم از آنها پاسخگویی و عملکرد مطلوب میخواهند و نمیتوانند با عذرها و بهانههای بیمورد از مسئولیتهای خود فرار کنند. مردم از آنها انتظار دارند که با توجه به شرایط واقعی و نیازهای آحاد مردم، برنامههای عملی و کارآمد را طراحی و اجرا کنند نه اینکه با سیاستهای ناکارآمد و غیرمنطقی، مشکلات را بزرگتر و عمیقتر کنند.
مردم از مسئولین انتظار دارند که با احترام و اعتماد به نظرات و انتقادات مردم و نخبگان، به بهبود وضعیت فعلی مشغول شوند نه اینکه با آسمان ریسمان کردن وقت گرانبهای مردم را در صفهای مختلف بیتدبیری تلف کنند.
مدیریت از پشت میز و با دستور و تلفن نهتنها پیش نمیرود؛ بلکه باعث دلسردی و ناامیدی مردم میشود. مدیری که قصد دارد به مردم خدمت کند باید حالوحوصله داشته باشد و نشانههای آن این است که خودش برنامهریزی کند و بر حسن اجرای آن نظارت حداکثری داشته باشد. مدیری که میخواهد مشکلات مردم را درک و درمان کند باید پرتحرک و اجرایی باشد و خودش در وسط معرکه خدمت باشد و نیروهایش را دنبال خودش بکشد وگرنه فرستادن نیروها به میدان و مدیریت از دور به درد نظام اسلامی نمیخورد.
هدف از نوشتن این وجیزه صرفاً گلایه از آشفتگی بازار مرغ نیست بلکه این مشکل نمادی از بیتوجهی مسئولان به مشکلات مردم است که باعث شده قدرت خرید مردم کاهش یابد و چالش در کشور ایجاد شود.
این مشکل بهانهای شد تا با زبان قلم؛ انتظارات مردم را با نگاهی نقادانه تحریر کنم و بر حسب وظیفه آن را از مسئولین به نفع مردمم مطالبه داشته باشم.
فرهاد روزبان
انتهای خبر/