شهید «عبدالعلی بقایی» در وصیتنامه خودنوشت: پیامی به ملت شهیدپرور ایران میرسانم و آن اینکه همیشه پشتیبان رهبر کبیر انقلاب اسلامی و ادامهدهنده راه شهدا باشید و نگذارید منافقین دست به توطئه بزنند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «حرفرک» پاسدار شهید «عبدالعلی بقایی» سال ۳۹ در روستای گورچین قلعه متولد شد. با عشق و علاقه بسیار تحصیلاتش را ادامه داد تا اینکه دوران دبیرستانش، مصادف با آغاز انقلاب اسلامی ایران شد و فعالیتهایش را از مدرسه آغاز کرد. بالاخره عبدالعلی سال ۱۳۶۰ موفق به اخذ دیپلم در رشته راه و ساختمان از هنرستان شهید پناهی سلماس شد. بعد از طریق بسیج سلماس و سپس با عضویت در سپاه سلماس عازم جبهه می شود و در آخرین بار بیست و سوم خرداد سال ۱۳۶۴ که مصادف با روز قدس بود؛ هنگامی که می خواست برای عملیاتی در منطقه کردستان که آن موقع سمت فرماندهی پادگان شهید کاظمی را داشت، برود؛ در جاده بوکان بر اثر اصابت تیر دشمن کوردل به خودرو حامل ایشان، به شهادت می رسد.
بسم ا…الرحمن الرحیم
بسم ربّ شهداء
با درود به منجی عدالت گستر جهانیان حضرت امام مهدی (عج) و با درود به رهبر بزرگ انقلاب اسلامی ایران و نائب بر حق او امام خمینی و با درود به ملت شهیدپرور و حزب ا… ایران که به رهبری امام، زمانیکه نور اسلام، داشت خاموش می شد، روشن نمودند.
«انّ الذین یکفرون بایات ا… و یقتلون النبیین بغیر الحق، و یقتلون الذین یأمرون بالقسط فبشرهم عذاب الیم» (قرآن کریم)
«آنها که به آیات خدا کفر ورزیدند و پیامبران را به ناحق می کشند و نیز کسانی که از توده مردم را که در راه برابری مبارزه می کنند، می کشند به عذابی دردناک بشارتشان ده.»
برادران و خواهران و مادر عزیزم و شما ای ملت قهرمان ایران! من عبدالعلی بقایی با شما وصیتی دارم، یکی اینکه من راهم را خود انتخاب کرده ام. هیچکس نمی تواند با راهی که خودم انتخاب کرده ام مخالفت کند. چون راهی که من می روم راه سعادت است، راه و خط امام، یعنی راه حسین (ع) و لبیک گفتن به صدای (هل من ناصر ینصرنی) امام حسین (ع) است و امیدوارم که در این راه موفق باشم. امیدوارم ما که راه حسین را می رویم، شما هم راه زینب را که تداوم این انقلاب خونین است، انتخاب و ادامه دهید و دست از یاری امام برندارید و فرمانش را مطیع و پاسدار خون شهدای به خون غلطان انقلاب اسلامی باشید.
ای برادران و مادر عزیزم و خواهران عزیزم! شما با قلبی قوی با خنده و شادی بر مزار میایید، چون شهادت برای من همانند عروسی است، پس عروسیم را جشن بگیرید.
ای مادر مهربانم! مبادا برای شهادت من شیون کنی، چون خودت از کودکی مرا دعوت به این راه نمودی و بعد از انقلاب و در همین انقلاب می گفتی شما برای انقلاب هیچ کاری نکرده اید.
ای خواهران عزیزم! شماها آرزوی دیدن عروسی مرا داشتید، پس تبریک بگوئید و دلشاد باشید بر خانه محقرم اما با حجله دامایم. خندان بیائید و به همه بگوئید که من به آرزوی خودم رسیدم. این پیام را به ملت شهید پرور ایران می رسانم که همیشه پشتیبان رهبر کبیر انقلاب اسلامی باشند و ادامه دهنده راه شهداء باشند و نگذارند که منافقین رشد کنند و دست به توطئه بزنند و این را بدانند که روح شهید زمانی ناراحت است که کسی ادامه دهنده راهشان نباشد و آن وقت است که خون شهداء به گردن شما و جوانان میباشد و در روز قیامت نمی توانید جواب گو باشید.
والسلام علیکم و رحمه ا… و برکاته
عبدالعلی بقایی گورچین قلعه
قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع)
منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی
انتهای خبر/
برچسب ها: دفاع مقدسشهادتوصیت نامه
×
لینک کوتاه نوشته
https://harferok.ir/?p=74729
کپی لینک