وصیتنامه سرباز شهید «حسین سومائی»
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی حرف «حرف رک»، سرباز شهید حسین سومائی در سال۱۳۴۷ در شهرستان میاندوآب دیده به جهان گشود.
تا دوره راهنمایی تحصیلاتش را ادامه داد سپس به علت گرفتارییهای موجود در زندگی خویش از ادامه تحصیل باز ماند و مشغول کار و فعالیت شد.
دوران انقلاب با علاقه زائدالوصفی که به حضرت امام داشت از فرامین امام طاعت و در مسجد و جلسات تبلیغات شرکت میکرد و شبها تفنگ تحویل میگرفت و کشیک میداد.
با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه به خدمت سربازی اعزام شد تا به جبهههای حق علیه باطل برود.
پس از ایثارگریها و از خودگذشتگیهای فراوان عاقبت در بیست و ششم شهریور سال ۶۶ شربت شهادت نوشید و به لقاءالله پیوست.
وصیتنامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود بیکران بر امام زمان مهدى موعود (عج) و نایب بر حقش امام امت و با آرزوى فتح نهائى براى سپاهیان اسلام که به حق رهروان واقعى امام حسین(ع) هستند.
مادرم از اینکه من در جبهه رزم به سر میبرم محزون و اندوهگین نباش، برای اینکه امروزه تمامى کفر در برابر اسلام صفآرائى کرده و شیطان بزرگ همواره و همه وقت درصدد توطئهای نو براى به سازش کشیدن انقلاب اسلامى را دارد.
من با تکیه به فرمان امام معصوم و امام على(ع) که فرموده در جبهه نبرد اگر کوهها بلرزند تو ملرز. ما همواره با عزم راستین خویش بر جهانیان ثابت قدم و استوار در برابر طوفان مصیبتها خواهیم ایستاد و این سنت الهى است که ظالمین محکوم به فنا و نابودى هستند و صدام یک ابزار است براى کوبیدن انقلاب. چرا که آمریکای جنایتکار از اول پیروزى انقلاب اسلامى تلاش نموده با هر شیوه خیانتکارانه ای براى انقلاب ما ضربه وارد کند.
ولى امروزه حسینیان زمان (آنهایی که به نداى هل من ناصر ینصرنى) به امام حسین(ع) لبیک گفتند و ثابت نمودند که این ندای امام حسین(ع) همیشه طنینانداز است و ما با الهام از قرآن کریم از همه علایق دنیوى و وابستگیهاى مادى دست شسته و تنها براى خدا به جبهه آمدهام و دفاع ازحریم مقدس قرآن که یک مکتب انسان ساز و دعایى شفابخش است و درصدد است تا تمامی رنجدیدگان و ستمکشان را آزاد و به فطرت الهى خویش متوجه نماید.
مادرم اگر من در جبهه شهید شدم خدا را شکر کن که این یک توفیق الهى است و اگر زنده ماندم باز به دفاع مقدس خویش تا سرنگونی رژیم کفر صدامی ادامه خواهم داد چرا که سکون و سکوت امروز، ننگ ابدی را به دنبال دارد.
من به وجود شماها افتخار میکنم که فرزندى برومند و با آگاهى از مسائل روز تربیت کردهاید که امروز این فرزندتان قدم به میدان نهاده و از ایدئولوژی و انقلاب خود دفاع میکند و از برادران خودم انتظار دارم هرگاه پرچم از دست سردار رشیدى افتاد آن را برداشته و بر قلب خصم زبون و بر مرتفعترین نقاط سرزمین کفر به اهتزاز درآورند و در خاتمه توفیق اسلام و مسلمین را از خداوند متعال خواهانم.
والسلام علی من اتبع الهدی
حسین سومائی جبهه سومار