» تازه های خبر » وصیتنامه شهید منصور فرساد
تازه های خبر

وصیتنامه شهید منصور فرساد

مهر 5, 14020:05 ق.ظ 15۰

شهید فرساد در وصیتنامه خود نوشت: پدر جان و نورچشمانم! باور كنید، برای رسيدن به اين آرزو لحظه شماری می‌كنم. همه رزمندگان ايران برای چنین روز مبارکی، روزشماری می‌كنند
به گزارش حرف رک، سرباز ارتش، شهید «منصور فرساد» در سال ۱۳۳۹ در روستای «ابراهیم نائب» میاندوآب به دنیا آمد. در دوران انقلاب با وجود کمی سن، نیروهای انقلابی و مسلمان و انجمن اسلامی را تشکیل داد و بعد از انقلاب برای خدمت سربازی وارد ارتش گردید. عاشقانه خدمت کرد تا اینکه سرانجام نهم اردیبهشت سال ۶۰ در روستای «صالح ولود» دزفول در اثر انفجار مین کار گذاشته شده توسط مزدوران خودفروخته به فیض شهادت نائل گشت.
خدمت پدر بزرگوار و خانواده گرامی‌ام سلام عرض می‌کنم.
بعد از عرض سلام و ارادت، امیدوارم حال همگی در سایه لطف و رحمت خدای بزرگ خوب باشد و روزهای خوب و خوشی را بگذرانید.
 پدر جان و نور چشمانم! اگر بخواهید از احوالات اینجانب فرزند حقیرتان «منصور فرساد» باخبر باشید، بحمدا… شکر تعالی خوب است. اینجا با همه رزمندگان ایران و اسلام با کفر در ستیز هستیم و خدای توانا را سپاسگزاریم که می خواهد پیروزی جنگ را نصیب ملت ستمدیده مظلوم ما کند. انشاءا… که این طور باشد.
پدر جان! می‌خواهم قدری از جانبازی و فداکاری سربازان و همسنگرانم برایتان تعریف کنم. سربازان و سپاهیانی که از جان و مال خودشان گذشته و عاشقانه به سوی مرگ می‌شتابند.
پدر جان! چه خوب است انسان در راه وطن و دینی که دارد به شهادت برسد و این تنها آرزوی قلبی من است که در راه وطنم و در راه اسلام شهید شوم. پدر جان و نورچشمانم! باور کنید، برای رسیدن به این آرزو لحظه شماری می کنم. همه رزمندگان ایران برای چنین روز مبارکی، روزشماری می کنند.
 راستی سرورم و گرامی تر از جانم که چه رنج ها کشیده ای و مرا بزرگ کرده ای و این چنین به جامعه تحویلم داده ای. واقعا باعث افتخار من است که پدر و مادری مثل شما دارم. تنها خواهشی دارم و وصیتی که هم اکنون در موقع جنگ و در سنگر و توی گرد و غبار و صدای توپ و تانک دارم، اینست که اگر به شهادت رسیدم و دنیای فانی را وداع گفته و به خانه آخرت قدم گذاشتم، راه مرا ادامه دهید و نگذارید دشمن به خاک و دین و ناموس ما تجاوز کند.
به برادرانم، غلامعلی خان، رحمان و سهراب هم بسپار که راه مرا ادامه دهند و فرد لایقی برای جامعه باشند.
 به خواهران و مادر عزیزم، سلام گرم مرا برسان و بگذار رضا هم درسش را بخواند. او را یک فرد وطن دوست و با ایمان و نمازخوان بار آورید، همین طور بقیه بچه ها را. اگر من کشته شدم، مادرم! هرگز گریه نکن بلکه افتخار کن و صبر و دیانت داشته باش.
پدر جان! خودت هم بعد از من گریه نکن، بلکه خوشحال باش و افتخار کن برای من. انشاءا… که خدای تبارک و تعالی شماها را سلامت بدارد و دیانت و استقامت عطا فرماید و مرا هم به آرزوی خویش برساند و رزمندگان اسلام و ایران را بر دشمن غلبه و پیروز گرداند.
انشاءا.. والسلام
کسی که خوبی و محبت پدر و مادری شما را فراموش نمی کند
منصور فرساد
۶۰/۱/۱۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×