» تازه های خبر » وصیت‌نامه «شهید ناصر علیپور»
تازه های خبر - فرهنگی

وصیت‌نامه «شهید ناصر علیپور»

آبان 9, 14030:04 ق.ظ 14۰

بسیجی «شهید ناصر علیپور» در وصیت‌نامه خودنوشت: می‌دانم که شهادت ما برای شما سخت و جان‌گداز است. اما چه کنیم که عشق به اسلام و وطن عزیز به هر عشق دیگری برتری داشته است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «حرف‌رک» «بسیجی شهید ناصر علیپور» دوم خرداد ۱۳۵۱ در روستای مرادلوی سفلی توابع شهرستان پلدشت در یک خانواده متدین و حزب ا… چشم به جهان گشود. در سن هفت‌سالگی وارد دبستان شده و دوره ابتدائی خود را بخش پلدشت تمام کرد و تا کلاس سوم راهنمائی در همین شهر به تحصیلات خود ادامه داد. ضمن تحصیل با توجه اوضاع سیاسی میهن اسلامی در تمامی مناسبت‌های مختلف از جمله راهپیمایی در ایام ا…ها شرکت فعالانه داشت.

وی باتربیت و پرورش در دامان خانواده‌ای انقلابی و حزب الهی، وارد بسیج دانش‌آموزی شد و ضمن فعالیت شدید در این نهاد مقدس چندین نفر از دوستانش را ترغیب به شرکت در نهاد مذکور نمود. آن شهید بزرگوار به لحاظ علاقه شدید به سردار شهید کربلا همیشه در مراسم سوگواری ماه محرم شرکت می‌کرد و خصوصاً از مجالس عزاداری حسینی کسب فیض می‌نمود.

علاقه خاصی به امام خمینی داشت و به‌خاطر همین علاقه شدید به معظم له کلاس و مدرسه را به یک‌سو نهاد و لباس مقدس بسیجی را بر تن نمود و در آموزش‌های ویژه قبل اعزام شرکت و پس از طی آن و کسب مهارت‌های نظامی به جهت پاسداری از دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی عاشقانه روانه جبهه‌های حق علیه باطل گردید و پس از دو ماه حضور در خطوط مقدم جبهه بر اثر اصابت خمپاره در منطقه ماموت یک بهمن ۱۳۶۶، در عملیات بیت‌المقدس ۲ شهید شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

پاره‌ای از وصیت‌نامه شهید

ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الکافرین
پروردگارا  بر ما صبر عطا کن و قدمهایمان را ثابت کن و ما را بر گروه کافرین یارى فرما.
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
                           فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنى هر دو جهانش بخشى
                        دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
اینک وصیت نامه‌ام را مى‌نویسم در حالی که با جان و دل خدا را شناخته و در رهش قدم برداشته‌ام و دیگر به جان و مال و خانمان علاقه ندارم. امیدوارم که خداوند ما شهداء را با شهداء کربلا محشور بفرماید.
برادران و خواهران مسلمان خدا را شکر مى‌کنم که نعمت بزرگ رهبرى را به ما عطا کرده است و امیدوارم که قدر ایشان را شناخته و دستوراتشان را اجرا کنید که بتوانیم اسلام را با کمک رهبرى به جهان صادر کنیم.
پدر و مادر دلسوز و فداکارم همیشه و در همه نمازها دعایتان می کنم تا صبور باشید، می‌دانم که شهادت ما برای شما سخت و جانگداز است. اما چه کنیم که عشق به اسلام و وطن عزیز به هر عشق دیگری برتری داشته، و می‌دانم خود این را درک می‌کنید تا شما به زندگی ثمربخش خویش ادامه دهید.
خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدى(عج)، خمینى را نگهدار.
پسر عزیزتان
ناصر علیپور
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران اذربایجان غربی
انتهای خبر/

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×