از شهادتم خوشحال باشید
پاسدار شهيد «نبي قاسمي» در وصیتنامه خود نوشت: بعد از شنیدن خبر شهادتم هرگز برای من اشک نریزید و لباس سیاه نپوشید و متأثر نشوید بلکه خوشحال باشید چرا که ما به مطلوب خود رسیدهایم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «حرفرک» پاسدار شهید «نبی قاسمی» در سال ۱۳۳۹ در روستای «توپوزآباد» سلدوز چشم به جهان هستی گشود. سال اول دبیرستان درس می خواند که همزمان انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و او با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی درس را رها و با شوق وارد کمیته شد. کمیته انقلاب اسلامی از بین جوانان مومن و متعهد، پاک باختگانی را جهت دفاع و حراست از میان اسلام و انقلاب به تپه ناصر واقع در مسیر نقده – اشنویه اعزام نمود و در همین منطقه در شامگاه شانزدهم شهریور ۱۳۵۹، سنگربان عشق و ایمان به شهادت رسید.
بسم ا… الرحمن الرحیم
ما باید اسلام را پیش ببریم و به همه دنیا انشاءا.. اسلام را صادر کنیم و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرت ها بفهمانیم .
چه بکشید و چه کشته بشوید پیروزید. (امام خمینى)
با سلام به حضور رهبر کبیرانقلاب اسلامى و درود به روان پاک شهداى اسلام
قبل از هر چیز اگر توفیق شهادت پیدا کردم از تمام دوستان و آشنایان و برادران و خواهران عذر می خواهم که نتوانستم از همگى خداحافظى کنم. امیدوارم که مرا ببخشید و حلالم کنید و از دعای خیر این بنده شرمنده از گناه کوتاهى نکنید که امید من به همین دعاهاى شماست.
اکنون که من پاسدار اسلام و قرآن و درخدمت به مردم محروم ایران هستم؛ اگر لیاقت آن را پیدا کردم که در این راه خون ناقابل خود را نثار کنم و شهید شوم از پدر و مادر و دیگر دوستان و آشنایانم می خواهم که بعد از شنیدن خبر شهادتم هرگز براى من اشک نریزید و لباس سیاه نپوشید و متأثر نشوید بلکه خوشحال باشید چرا که ما به مطلوب خود رسیدهایم.
قرآن مىفرماید: «و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل ا… امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون».
«گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزى مى گیرند.»
به دوستان بگویید که ناراحت نباشند که نزد شهدا مى رویم. نزد اولیاء و انبیاء مى رویم. نزد بهشتى مى رویم.
شهیدان زنده اند ا… اکبر به خون آغشته اند ا… اکبر
منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی
انتهای خبر/