وصیتنامه شهید «ستار جوانبخت»
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «حرف رک»، شهید «ستار جوانبخت» ۲۰اسفند ماه ۱۳۳۸ در شهرستان ارومیه چشم به جهان گشود پدرش محمدتقی و مادرش ایراندخت نام داشت او تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت و به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت.
سرانجام در بیست و هشتم خرداد ماه ۱۳۶۰ در روستای گرگتپه مهاباد هنگام درگیری با گروههای ضدانقلاب براثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
در ادامه وصیت نامه شهید را میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَاْلعَصْر إنَّ الانسانَ لَفى خُسْر الّا الذینَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصالِحاتِ وَ تواصوا بِالْحَق وَ تواصوا بِالصَبْر»
پیروز باشد اسلام راستین به رهبرى امام خمینى
هر انقلابى دو چهره دارد خون و قیام. اگر مىتوانى بمیران و اگر نمیتوانى بمیر. (شریعتی) اکنون که به جبهه میروم تا شهادت را استقبال کنم آرزویى جز پیروزى اسلام و شهادت را ندارم. شهادت را انتخاب کردم چون سعادت در این بود. شهادت را انتخاب کردم چون خمینى رهبرم بود.
سخنى دارم با برادران و خواهران مکتبى خودم، راستى نمىدانم چه بگویم و چى بنویسم به جز اسلام.
خلاصه کلامم سفارش شما به خواندن قرآن و اطاعت از فرامین رهبر انقلاب است. رهبرى که روح خداست و روح بخش شهدا. مسألهاى که مرا در این زمان نگران کرده اختلافات است که در رأس دولتمردان وجود دارد.
خدا گواه است که روح شهدا رنج خواهد برد از این اختلافات. شما را به خدا براى آرامش بخشیدن به روح شهدا هم که شده بیایید و دست از این اختلافات بردارید تا روح شهیدان شاد گردد و هم قلب امام امت.
اینقدر از خون شهیدان براى خودتان ریاست درست نکنید. این اندازه امام را ناراحت نکنید.
«مَلعونَ مَنْ تَراس مَلعون مِن همه بِما ملعون من حدث بما »
«ملعون کسى است که ریاست طلبى کند. ملعون کسى است که در راه ریاست طلبى بکوشد. ملعون است کسى که حتی در اندیشه ریاست طلبى باشد.»
در خاتمه سخنى با مادرم و پدرم دارم
میدانم که چه زحماتى را برایم کشیدهاید تا مرا بزرگ کردید ولى من تاکنون نتوانستم زحمات شما را جبران کنم و نخواهم توانست مگر اینکه خدا شما را جزاى خیر دهد که چون مرا در راه خدا دادید. مادر و پدر و خواهرانم و برا درانم از شما میخواهم برایم گریه و زاری نکنید و تنها خواستهام از شما دعا برای پیروزی اسلام است.
خواهرانم امیدوارم بچههاى خودتان را چنان در دامن پاکتان تربیت کنید که مفید به اسلام و ادامه دهنده راه شهدا باشند.
برادرانم باقر و هاشم امیدوارم بعد از من سلاح مرا بر گیرید و تا آخرین قطره خون خود در راه اسلام مبارزه کنید تا ریشه ظلم و ستم کنده شده و مکتب الهى پیروز گردد و روح شهدا از شما راضى باشد.