وصیتنامه محمدرضا ابراهیمزاده
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «حرفرک»، پاسدار شهید اسلام محمدرضا ابراهیمزاده در روستای «اولنلر» از توابع ماکو در سال ۱۳۴۷ در یک خانواده متدین چشم به جهان گشود.
وقتی ۱۴ سال داشت، به خاطر عشق و علاقهاش به وطن و رهبر عزیزش، به سوی میدانهای نبرد با دشمن تجاوزگر روانه شد. با عشق و تمام وجود مبارزه میکند تا اینکه پس از سالها رشادت، نهم اردیبهشت سال ۶۵ در ادامه عملیات افتخارآفرین والفجر ۸ در منطقه فاو عراق بر اثر اصابت ترکش درجه رفیع شهادت نایل آمد.
بسم رب الشهدا و الصدیقین
«إنا لله و إنا الیه راجعون»
اینجانب محمدرضا ابراهیم زاده شماره شناسنامه دو متولد ۱۳۴۶ فرزند ابراهیم خلیل وصیتنامه خود را به شرح زیر اعلام میدارم.
«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل ا… امواتاً بل احساء و لکن لا تشعرون»
«به آن کسانی که در راه خدا کشته میشوند، مرده نگوئید. بلکه آنان زندهاند ولیکن شما این حقیقت را نمیتوانید درک کنید.» (سوره بقره، آیه ۱۵۴)
«بهشت را به بها میدهند، نه به بهانه.» (شهید مظلوم آیت ا… بهشتی)
من با شهادتم به آرزوى دیرینهام خواهم رسید
إنا لله و إنا الیه راجعون
«همانا ما از جانب او هستیم و دوباه به سوی او برمیگردیم.»
اگرخداوند عنایتی فرماید و شهادت نصیبم شود تا در راهش جان ناقابل و بىارزشم را به درگاه الهى قربانى کنم و به او نزدیک شوم و به لقاء الله و دیدارش بروم؛ افتخاری بسیار بزرگ است.
واقعیت امر این است که این حقیر در جهت زندگی و بندگی و عبودیت خدا و خدمت به اسلام و انقلاب عظیم اسلامی کاری نکرده و ارزشی نداشته است. بلکه انشاءا… این اندک خونم به پای درخت پر ثمر اسلام بریزد و معاصی و گناهانم آمرزیده شود. چرا که من حقیر در طول زندگیام گناه بسیار کرده ام.
برادرانم مدتها بود، شوق جهاد فى سبیل الله و دیدار خدا و ملاقات امام مهدى(عج) را در سر داشتم و خصوصا پس از شهادت دوستان عزیز و مؤمنم همچون جعفر علیپور و یدالله جعفرزاده و دیگر برادرانم، این شوق الهى و شوق دیدار دوستانم در من زیاد شده است.
سفارش چند به برادران انقلابی
برادران انقلابى لازم است پس از شهادت من که از جانب خدا نصیبم شده است، این راه را دنبال کنید و در خدمت انقلاب اسلامى و ولایت فقیه باشید و در جهان با شیاطین خارجى و شیطان بزرگ نفس مبارزه کنید. سعی تا کتابهای ارزنده شهید دستغیب و شهید مطهرى و شهید بهشتى و در رأس آنها کتابهای امام را حتما بخوانید، تا بلکه از راه مستقیم الهى و خط امام نلغزید.
بارالهى تو خود مى دانى که من هرگز نمىخواستم که در بستر یا به مرگ طبیعى و عادى از دنیا بروم. چرا که براى یک سرباز مهدى(عج) و پاسدار اسلام مردن به مرگ طبیعى زشت و قبیح است.
مادر عزیزم که بسیار دوستت مىدارم و پدر مهربان و بزرگوارم و برادرجان و خواهران مؤمنم! مبادا از شهادتم اندوهى به خود راه دهید. چون من با شهادت، به آرزوى دیرینه ام رسیده ام. بر مصیبت کبیر امام حسین(ع) و اصحاب وفادارش در کربلا و زینب کبرى(س) گریه کنید.
همچنین تو پدر زحمتکشم! امیدوارم همگى مرا حلال کنید و ببخشید که بنده از همه شما و دوستانم راضى هستم و اگر خداوند عنایت کند و مرا جز شهدا قرار دهد، شفیع همه شما خواهم شد.
دوستان و برادران پاسدار و بسیجىام همگى مرا ببخشید و حلالم کنید و هر چه بدى دیدهاید، ببخشید. در شهادتم نقل و شیرینى پخش کنید. انشاءالله
یا رب صف اسلام را یارى نما
احکام حق را اندر جهان جارى نما
تا انقلاب حجت ابن العسگرى
رهبرم روح خدا محفوظ نما
آمین یا رب العالمین، والسلام علی عباد ا… الصالحین
محمدرضا ابراهیم زاده