تازه های خبر - فرهنگی

وصیت‌نامه «شهيد اكبر محمدنژاد»

دی 14, 1402 ۰:۰۳ ق٫ظ 00

شهيد اكبر محمدنژاد در وصیت‌نامه خود نوشت: هنگام شهادت و تشییع جنازه‌ام قد خم نکنید که دشمن شاد شود و در این راه به آرزوی ديرين خود نائل آمده و شربت شهادت را لاجرعه سرکشیده‌ام.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی حرف رک، «شهيد اكبر محمدنژاد» یک خرداد 1349 در خانواده‌ای مؤمن و معتقد شهرستان ماكو به دنیا آمد. در ايام تحصيل با توجه به اينكه جثه‌ای قوی داشت و اراده‌ای پولادين درکنار تحصیل به امرار معاش زندگی نیز مدد می‌رساند.

وی تنها فرزند ذكورخانواده بود كه قبل از انقلاب نیز بسیار کم سن و سال بود، با اینکه سن چندانی نداشت اما کنجکاوی کودکانه‌اش همیشه با چرایی و چگونگی همراه بود و تا پاسخی از آن نمی‌گرفت آن را رها نمی‌کرد.

پس از پيروزی انقلاب با وجود كمی سن به عضويت پايگاه مقاومت محل درآمد و علاقه درونی خود را با فعاليت در امورات مختلف پايگاه و شركت در دعاهای كميل و توسل و قرائت قرآن به ظهور رسانيد. به اسلام و انقلاب اسلامی و حضرت امام خمينی علاقه شديدی داشت و عاشق راه ولايت‌فقيه بود و در اجرای احكام الهی و فرايض پيشقدم و دشمن سرسخت بی‌حجابی بود.

وی به خاطر علاقه‌ای كه به راه مقدس شهيدان داشت به ویژه اینکه فرهنگ عاشورائی در نهادش تأثير گذاشته و راه مولای خود امام حسين (ع) را با طيب خاطر انتخاب نمود و خود اعتراف می‌كرد كه جانش در مقابل اسلام امام ارزش و بهايی ندارد. همين سوز درون و عشق به جهاد فی‌سبيل ا… بود كه سه بار او را به جبهه ها كشاند و به نبرد با خود فروختگان احزاب داخلی و دشمن بعثی وادار ساخت.

به نقل از مادر « شهيد اكبر محمدنژاد»

« اولين سفارش در هنگام اعزامش حلاليت‌طلبی و حلال كردن شيرش بود و اينكه می‌گفت، هنگام شهادت و تشييع جنازه.اش قد خم نكنيد كه مبادا دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی شاد شوند. می‌گفت افتخار كنيد كه تنها فرزند ذكور خود را در راه اسلام قربانی كرده‌اید و به مادرش توصيه می‌نمود كه در سنگر خانه داری نیز با بی‌حجابی مبارزه نمايد و از عواقب آن برای اقوام و خویشان بگوید.»

« شهيد وقتی درجبهه بود خود، خواب شهادت و تشييع جنازه‌اش را دیده بود، ولي هنگام دفن فردی مانع دفن ايشان می‌شود. شهيد گريه و زاری می‌كند. آن فرد به او می‌گويد چون از مادرت حلاليت نگرفته‌ای، دفن نمی‌شوی!

(گويا شهید در آخرين اعزام از مادرحلاليت نگرفته بود) شهيد مرخصی گرفته و پس از حلاليت‌طلبی مجدداً روانه جبهه می‌شود.

پاره‌ای از صحبت‌های شهید در رابطه با شهادت:

«من جانم را در راه خدای يگانه می‌گذارم. ای مردم در راه خدا شهيد بشويم چقدر زیباست شهادت در راه خدا و اگر شهيد نشويم بايد در پشت جبهه با رزمندگان اسلام بمانیم و تا آخرین قطره خون برای صیانت از اسلام مبارزه کنیم.

ای مردم آگاه، بدانید كه الان وقت جنگ، وقت دفاع از وطن، دفاع از انقلاب است. ای مردم بايد هرچه بيشتر سنگر شهيدان را پر كنيم و نگذاريم سنگر آنها خالی بماند که دشمن در چند فرسنگی ماست. بايد تا آخرين نفس از دين، از انقلاب، از قرآن و ناموسمان دفاع كنيم و نگذاريم دشمن بيايد و خانه ما را تجاوز كند.

انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×